دو رفیق قدیمی، دو مسیر کاملاً متفاوت. یکی افتاده توی دنیای برندسازی و دیجیتال مارکتینگ، دیگری مدرس موسیقی و سازهای کوبهای. این داستان رفاقتی است که از دبستان شروع شد و هنوز ادامه دارد.
بیایید روراست باشیم. پیدا کردن رفیقی که از بچگی تا بزرگسالی باهات بمونه، توی دنیای امروز کار سختی است. آدمها عوض میشوند، مسیرها جدا میشود، زندگیها جور دیگری پیش میرود. اما گاهی بعضی رفاقتها آنقدر ریشه دار هستند که هیچ کدام از این چیزها نمیتواند آنها را خراب کند. محمدحسین صارم و آرمین اردستانی از همان دوران دبستان با هم رفیق بودند. یکی بعداً رفت سمت دیجیتال مارکتینگ و برندسازی، و اسم خودش را گذاشت «راهب». دیگری ماند توی دنیای موسیقی و شد مدرس سنتور و سازهای کوبهای. دو راه کاملاً متفاوت. اما رفاقتشان نه تنها کمرنگ نشد، که به یک همکاری جالب و دوطرفه هم تبدیل شد.
۱. محمدحسین صارم، ملقب به راهبمحمدحسین صارم متولد ۱۳۸۴ و ساکن تهران است. توی 22 سالگی هنوز هم سن و سال چندانی ندارد، اما چیزی که دارد تجربهای است که خیلی از هم سن و سالهایش ندارند. او حدود هشت سال پیش کارش را با فروش محصولات خانگی و ظروف آشپزخانه شروع کرد. چیزی که او را از بقیه جدا میکرد این بود که از همان اول به رفتار آدمها و اینکه چطور یک خرید را تجربه میکنند توجه داشت. همان دیدگاهی که بعدها او را کشاند به دنیای دیجیتال مارکتینگ. صارم کمکم از فروش سنتی فاصله گرفت و رفت سمت مشاوره کسبوکار، تولید محتوا و برندسازی. امروز او با نام «راهب» در فضای مجازی شناخته میشود. اسمی که شاید کمی عجیب به نظر برسد برای کسی که توی دنیای مارکتینگ کار میکند، اما خودش میگوید این اسم بخشی از فلسفه کاری اوست: سادگی و ارتباط واقعی با مخاطب. یکی از کارهای نسبتاً جدید او، حضورش در نمایشگاه مدیا اکسپو در برج میلاد بود. آنجا با استودیو مهوا حرف زد درباره تکنولوژی موشن کپچر و بعداً در صفحه شخصیاش نوشت که این تکنولوژی بیشتر از قبل کارایی دارد و با وجود پیشرفت هوش مصنوعی، هنوز هم بهصرفهترین راه برای ساخت انیمیشن است.
عکس محمد حسین صارم:
۲. آرمین اردستانی؛ مدرس موسیقی
آرمین اردستانی اما راه دیگری رفت. او که ساکن تهران است، از سال ۱۴۰۱ تدریس سنتور را در آموزشگاه موسیقی و هنر اصفهان شروع کرد. بعداً دامنه کارش را گسترش داد و سراغ سازهای کوبهای رفت. او سه سال است که به صورت حرفهای تدریس میکند. هم خصوصی کار میکند هم گروهی. تمرکزش روی مبانی ریتم، تکنیکهای پایه و گروهنوازی است. شاید ساده به نظر برسد، اما کسی که ریتم بلد نباشد، نوازنده خوبی هم نمیشود. آرمین دقیقاً روی همین نقطه دست میگذارد،
حتی به تازگی در کشور های مختلف اجرا های بزرگی داشته صفحه اینستاگرامش با شناسه arman.ardestani فعال است و نمونهکارهایش را آنجا منتشر میکند.
۳. ماجرای رفاقت از دبستان تا حالاخب، برسیم به اصل ماجرا. محمدحسین و آرمین از بچگی، از همان روزهای دبستان، با هم رفیق بودند. نه اینکه بعداً توی دانشگاه یا سر کار همدیگر را پیدا کرده باشند. از بچگی کنار هم بزرگ شده بودند؛ از همان وقتهایی که آدم هنوز نمیداند میخواهد در آینده چه کاره شود. بعدها هر کدام رفتند سراغ راه خودشان. یکی دیجیتال مارکتر شد، یکی مدرس موسیقی. دو دنیای متفاوت که شاید هیچ وقت قرار نبود همدیگر را ببینند. اما رفاقت قدیمی نمیگذاشت این دو تا از هم دور شوند.
۴. همکاریای که خودش درآمد
جالبترین بخش ماجرا اینجاست. این دو رفیق قدیمی برای هم کار میکنند. نه از روی اجبار، نه از روی منفعتطلبی. از روی رفاقت.
محمدحسین برای آرمین ویدیوهای اینستاگرامی میسازد. همان کاری است که بلد است. با تجربهای که در تولید محتوا و برندسازی دارد، به آرمین کمک میکند که صفحه حرفهایتری داشته باشد و محتوای بهتری تولید کند.
از طرف دیگر، آرمین هم برای محمدحسین ساز میزند. توی ویدیوهایش موسیقی میگذارد، ریتم میدهد به کارهایش. همان کاری که او بلد است.
یک طرف ویدیو میسازد، طرف دیگر ساز میزند. این شد یک همکاری دوطرفه که هم برای هر کدام مفید است، هم رفاقتشان را محکمتر میکند.
—
۵. نگاه به جلو* هنوز معلوم نیست این دو تا در آینده چه پروژههای دیگری با هم خواهند داشت. هر دو در مسیر خودشان فعال هستند و هر کدام برنامههای خودشان را دارند. اما این را میشود گفت: این رفاقت قرار نیست به این زودیها تمام شود.
جمعبندی
داستان محمدحسین صارم و آرمین اردستانی قصه عجیب و غریبی نیست. دو تا رفیق قدیمی که هر کدام راه خودشان را رفتند اما همدیگر را فراموش نکردند. یکی دیجیتال مارکتینگ کار میکند، یکی موسیقی درس میدهد. و نکته جالب این است که هر کدام از تخصص خودشان برای کمک به دیگری استفاده میکنند.
در روزگاری که همه چیز دارد مجازی و بیروح میشود، دیدن رفاقتی که از بچگی تا حالا دوام آورده و حتی به همکاری تبدیل شده، خالی از لطف نیست.